ترجمه "colombe" به فارسی
کبوتر, فاخته, جوجه بهترین ترجمه های "colombe" به فارسی هستند.
colombe
noun
feminine
دستور زبان
N'importe quel oiseau de la famille des Columbidae.
-
کبوتر
nounoiseau [..]
En une certaine circonstance, l’esprit saint est apparu sous la forme d’une colombe.
یک بار روحالقدس به شکل یک کبوتر ظاهر شد.
-
فاخته
nounoiseau [..]
Je suis en train de concevoir votre colombe orientale.
من طراحي فاخته ي عيد پاک شما رو انجام ميدم
-
جوجه
noun feminine -
محبوبه
noun feminine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " colombe " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Colombe
Colombe (constellation)
-
کبوتر
proper feminineColombe (constellation) [..]
Mais les nôtres ont une mission humanitaire, alors nous voulions les appeler Colombes.
اما مال ما ماموریت بشر دوستانه دارد، و می خواهیم اسمش را کبوتر بگذاریم.
تصاویر با "colombe"
عباراتی شبیه به "colombe" با ترجمه به فارسی
-
کبوتر خاکی ارغوانی
-
کبوتر خاکی سینهصاف
-
کبوتر فلسدار
-
کبوتر خاکی چشمآبی
-
کبوتر خاکی گلگون
-
کبوتر تولیما
-
کبوتر خاکی پیکوئی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن