ترجمه "coma" به فارسی

کما, اغما, احتباس مايعات بدن بهترین ترجمه های "coma" به فارسی هستند.

coma noun masculine دستور زبان

Aberration optique dans un téléscope astronomique qui donne un évasement en V à l'image d'une étoile. [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • کما

    de comete [..]

    Le malade qui t'a mis dans le coma.

    همونی دیوونه ای که باعث به کما رفتن تو بود.

  • اغما

    noun masculine
  • احتباس مايعات بدن

    noun masculine
  • ترجمه های کمتر

    • اختلالات عصبي-هورموني
    • تشنجها
    • دشتنظیمی
    • رعشه
    • سنكوپ
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " coma " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "coma" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "coma" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه