ترجمه "commune" به فارسی
رایج, شایع, شهر بهترین ترجمه های "commune" به فارسی هستند.
Région avec des zones résidentielles, des boutiques et des divertissements, avec son propre gouvernement local.
-
رایج
adjectiveNous commencerions avec les médicaments génériques pour les cas les plus communs.
و ما برای بیشتر مشکلات رایج با داروهای عمومی شروع میکنیم.
-
شایع
adjectiveCe n'est pas intéressant, car c'est si commun.
این اصلا جذاب نیست چون خیلی شایع است.
-
شهر
nounet sur celle que nous avons en commun, la Terre.
شهرها و زمین ما را تحت تأثیر قرار خواهند داد.
-
ترجمه های کمتر
- شهرک
- بخش
- شهردار
- شهرداری
- قصبه
- مزرعه اشتراکی
- معمول
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " commune " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Commune" در فرهنگ لغت فرانسوی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Commune در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "commune" با ترجمه به فارسی
-
سازمان مشترك آفريقايي-موريتاني
-
حد
-
اسکومبر اسکومبروس · گورماهي اقيانوس اطلس
-
سرخرگ سبات مشترک
-
پای شیر
-
نیاهندواروپایی
-
برگ بو