ترجمه "compétition" به فارسی
مسابقه, رقابت, همچشمی بهترین ترجمه های "compétition" به فارسی هستند.
compétition
noun
feminine
دستور زبان
Demande simultanée par deux ou plusieurs organismes ou espèces d'une ressource essentielle commune qui est actuellement ou potentiellement limitée. [..]
-
مسابقه
noun feminineC'est vraiment un événement de recherche enrobé par une compétition plus excitante.
این در حقیقت یک رخداد تحقیقاتی است که در قالب یک مسابقه مهیج درآمده است.
-
رقابت
noun feminineNous nous torturons inutilement en faisant la compétition et en nous comparant.
ما خود را بدون جهت با رقابت و مقایسه شکنجه میدهیم.
-
همچشمی
noun feminine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " compétition " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "compétition" با ترجمه به فارسی
-
رقابت علف هرز · رقابت علف هرز زراعي · رقابت گیاهی
-
رقابت بينگونهاي · رقابت درونگونهاي · رقابت زیستی
-
رقابت گرده
-
وضعیت رقابتی
-
رقابت بينگونهاي · رقابت درونگونهاي · رقابت زیستی
-
رقابت بينگونهاي · رقابت درونگونهاي · رقابت زیستی
-
رقابت علف هرز · رقابت علف هرز زراعي · رقابت گیاهی
-
رقابت علف هرز · رقابت علف هرز زراعي · رقابت گیاهی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن