ترجمه "compagnie" به فارسی
شرکت, گروهان, مصاحبت بهترین ترجمه های "compagnie" به فارسی هستند.
compagnie (personne qui accompagne)
-
شرکت
nounassociation de personnes individuelles réelles et/ou d'autres sociétés
Je travaille pour une compagnie maritime.
من برای یک شرکت کشتیرانی کار میکنم.
-
گروهان
unité militaire qui, de nos jours, représente un groupe de cent à deux cents cinquante soldats
On doit s'assurer que la stupidité de cette compagnie n'atteint pas nos gars.
لازمه که مطمئن بشيم خريت توي اين گروهان بچه هاي ما رو زياد تحت تاثير نميذاره.
-
مصاحبت
noun feminineSelon certaines recherches, le sentiment de solitude servirait d’indicateur naturel nous avertissant que nous avons besoin de compagnie.
برخی محققان میگویند که تنهایی، نوعی گرسنگی است، نشانی طبیعی از اینکه نیاز به مصاحبت و رفاقت داریم.
-
ترجمه های کمتر
- همراهی
- کمپانی
- گروه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " compagnie " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "compagnie" با ترجمه به فارسی
-
بیمه گر · متعهد
-
اتحادیه هواپیمایی
-
یسوعیها
-
مراقبت از جانور دستآموز
-
جانوران دستآموز · جانوران دستآموز خانگی · حیوان خانگی · دستآموزها
-
کروز لاین
-
شرکت هواپیمایی
-
شرکت هواپیمایی ارزانقیمت