ترجمه "compatible" به فارسی
سازگار, همساز بهترین ترجمه های "compatible" به فارسی هستند.
compatible
adjective
noun
masculine
دستور زبان
-
سازگار
Deux morts étaient compatibles, et leurs familles ont refusé.
دو نفر بودند که عضوشون باهاش سازگار بود ولي خانوادشون از اهداي عضو بهش امتناع کردند
-
همساز
adjectiveNommage de la pièce jointe compatible avec Outlook
نامگذاری پیوست همساز Outlook
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " compatible " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "compatible" با ترجمه به فارسی
-
جور بودن
-
دیسک چند جلسه ای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن