ترجمه "complice" به فارسی
همدست, شریک, شریک جرم بهترین ترجمه های "complice" به فارسی هستند.
complice
adjective
noun
masculine
دستور زبان
-
همدست
noun masculineJe suis content de savoir que tu penses que je n'ai pas été complice.
خوشحالم که میدونم فکر نمیکنی که من همدست بودم.
-
شریک
noun masculineEt être complice du pouvoir n'est jamais du bon journalisme.
و شریک جرم قدرت بودن هرگز روزنامهنگاری به معنای صحیح نیست.
-
شریک جرم
noun masculineEt être complice du pouvoir n'est jamais du bon journalisme.
و شریک جرم قدرت بودن هرگز روزنامهنگاری به معنای صحیح نیست.
-
ترجمه های کمتر
- محرم
- معاون جرم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " complice " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن