ترجمه "composant" به فارسی

جزء, دارایی, عضو بهترین ترجمه های "composant" به فارسی هستند.

composant adjective noun verb masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • جزء

    noun masculine

    Je pense que c'est incroyablement fascinant et un composant important de la santé.

    فکر کنم این بطور باور نکردنی شگفت انگیزه و جزء مهمی از سلامتی است.

  • دارایی

  • عضو

    noun masculine
  • ترجمه های کمتر

    • عنصر
    • مؤلفه
    • مولفه
    • ویژگی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " composant " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "composant" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "composant" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه