ترجمه "composant" به فارسی
جزء, دارایی, عضو بهترین ترجمه های "composant" به فارسی هستند.
composant
adjective
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
جزء
noun masculineJe pense que c'est incroyablement fascinant et un composant important de la santé.
فکر کنم این بطور باور نکردنی شگفت انگیزه و جزء مهمی از سلامتی است.
-
دارایی
-
عضو
noun masculine
-
ترجمه های کمتر
- عنصر
- مؤلفه
- مولفه
- ویژگی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " composant " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "composant" با ترجمه به فارسی
-
ترکیب شیمیایی · مركب
-
ترکیبات آمونیوم چهارتایی
-
ترکیبات آمونیوم چهارتایی
-
الصاقی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن