ترجمه "concurrence" به فارسی
رقابت, مسابقه, همروندی بهترین ترجمه های "concurrence" به فارسی هستند.
concurrence
noun
verb
feminine
دستور زبان
Condition du marché où un individu ou une entreprise souhaitant acheter ou vendre des biens ou des services a le choix entre plusieurs fournisseurs ou clients.
-
رقابت
Pour les hommes, la honte n'est pas tout un tas d'attentes conflictuelles et en concurrence.
برای مردان، شرم یک مشت انتظارات غیر قابل دسترس و متضادی نیست که با هم در رقابت هستند.
-
مسابقه
noun feminineCe sont quatre chefs en concurrence avec des ingrédients mystères
در آن چهار آشپز با مواد اولیه راز آمیز مسابقه می دهند
-
همروندی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " concurrence " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "concurrence" با ترجمه به فارسی
-
رقابت ناعادلانه · رقابت ناقص
-
بازاريابي رقابتي · رقابت اقتصادی · رقابت بازار · قدرت چانهزني
-
رقابت کامل
-
رقابت ناعادلانه · رقابت ناقص
-
بازاريابي رقابتي · رقابت اقتصادی · رقابت بازار · قدرت چانهزني
-
بازاريابي رقابتي · رقابت اقتصادی · رقابت بازار · قدرت چانهزني
اضافه کردن مثال
اضافه کردن