ترجمه "confinement" به فارسی
خانه نشینی, قرنطینه, کف نفس بهترین ترجمه های "confinement" به فارسی هستند.
confinement
noun
masculine
être dans l’impossibilité de s’enfuir
-
خانه نشینی
اسم -
قرنطینه
اسم -
کف نفس
noun masculine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " confinement " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "confinement" با ترجمه به فارسی
-
آشكارسازهاي كربن دياكسيد · وسایل امنیتی
-
حبس رنگ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن