ترجمه "congelé" به فارسی

فسرده, یخزده بهترین ترجمه های "congelé" به فارسی هستند.

congelé verb masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • فسرده

    adjective
  • یخزده

    adjective

    Et c'est ce qu'on voit justement ici, ce tissu congelé, et on le découpe.

    واین فقط داره اینو نشون میده-- این بافت یخزده که بریده ئمیشه.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " congelé " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "congelé" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "congelé" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه