ترجمه "congo" به فارسی

کنگو, کنگو, جمهوری دموکراتیک کنگو بهترین ترجمه های "congo" به فارسی هستند.

congo adjective noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • کنگو

    J'aimerais tant que mes enfants puissent rencontrer ma famille au Congo.

    خیلی دوست دارم فرزندانم بتونند به دیدار خانواده ام در کنگو بروند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " congo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Congo masculine

Congo (fleuve) [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • کنگو

    proper

    J'aimerais tant que mes enfants puissent rencontrer ma famille au Congo.

    خیلی دوست دارم فرزندانم بتونند به دیدار خانواده ام در کنگو بروند.

  • جمهوری دموکراتیک کنگو

    proper masculine

    Pays d'Afrique centrale.

    Depuis 1996, plus de 5 millions de gens sont morts dans la République Démocratique du Congo.

    از سال ۱۹۹۶، بیش از پنج میلیون انسان در جمهوری دموکراتیک کنگو جان سپردند.

  • اكواتور

    proper masculine
  • ترجمه های کمتر

    • باندودا
    • جمهوري خلق كنگو
    • جمهوري كنگو
    • جمهوری دموکراتیک کونگو
    • جمهوری کنگو
    • زئير
    • شابا
    • كاتانگا
    • كاسائي
    • كنگو
    • كنگوي ميانه
    • كينشازا
    • كيوو
    • کنگو اوریانتاله

تصاویر با "congo"

عباراتی شبیه به "congo" با ترجمه به فارسی

  • كنگو (برازاويل)
  • جمهوري خلق كنگو · جمهوري كنگو · كنگو · كنگوي ميانه · کنگو
  • جمهوری دموکراتیک کنگو · كنگو (لئوپولدويل)
  • جمهوری دموکراتیک کنگو · کنگو اوریانتاله
  • جمهوری کنگو
  • كنگو (جمهوري دموكراتيك)
  • اكواتور · باندودا · جمهوری دموکراتیک کنگو · جمهوری دموکراتیک کونگو · زئير · شابا · كاتانگا · كاسائي · كنگو · كينشازا · كيوو · کنگو اوریانتاله
  • جمهوري خلق كنگو · جمهوري كنگو · كنگو · كنگوي ميانه · کنگو
اضافه کردن

ترجمه های "congo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه