ترجمه "conjecturer" به فارسی
تخمین, تصور, حدس بهترین ترجمه های "conjecturer" به فارسی هستند.
conjecturer
verb
دستور زبان
-
تخمین
nounMais on a émis la conjecture que ces particules de brume,
اما تخمین زده می شود ،این ذرات مه آلود
-
تصور
noun -
حدس
nounLeur conjecture était que la Terre devait être au centre de l'univers.
توضیحی که حدس زدند این بود که زمین احتمالاً مرکز عالم است.
-
ترجمه های کمتر
- رهن گذاردن
- ظن
- فرض
- گرو گذاشتن
- گمان
- گمان بردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " conjecturer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "conjecturer" با ترجمه به فارسی
-
تخمین · تصور · حدس · ظن · فرض · گمان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن