ترجمه "connaissance" به فارسی

دانش, علم, اطلاع بهترین ترجمه های "connaissance" به فارسی هستند.

connaissance noun feminine دستور زبان

Résultat psychologique de la perception, de l'apprentissage et du raisonnement. [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • دانش

    noun

    état de celui qui connaît ou sait quelque chose [..]

    Bien, la Terre — notre environnement, dans son aspect humain — crée de la connaissance.

    خب، زمین محیط ما — از طریق ما — دانش را میآفریند.

  • علم

    noun

    Idée, notion qu’on a de quelque chose, de quelqu’un ; le fait de le connaître [..]

    L'imagination est plus importante que la connaissance, car la connaissance est limitée.

    تخیل مهمتر از علم است، زیرا علم محدود است.

  • اطلاع

    noun feminine

    A ma connaissance, la psychophysique concerne la mesure des choses.

    تا آنجائیکه من اطلاع دارم، روانشناسی فیزیکی علمی است در خصوص اندازه گیری چیزها.

  • ترجمه های کمتر

    • هشیاری
    • آگاهی
    • معرفت
    • اتمام
    • اجرا
    • استادی
    • اشنایان
    • اشنایی
    • انجام
    • اگاهی
    • بینش
    • تبحر
    • تخصص
    • حصول
    • خبر
    • دانشوری
    • روشنی
    • زلالی
    • سررشته
    • شایستگی
    • شناخت
    • صلاحیت
    • علوم
    • فراگیری
    • فضل و دانش
    • فضل وکمال
    • فضیلت
    • مخاطب
    • مهارت
    • نظر
    • نیل
    • ورزیدگی
    • وضوح
    • چیره دستی
    • کمال
    • یادگیری
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " connaissance " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "connaissance" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "connaissance" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه