ترجمه "conscient" به فارسی
دراو, آگاه, آگاه از بهترین ترجمه های "conscient" به فارسی هستند.
conscient
adjective
noun
masculine
دستور زبان
Qui est fait ou senti d'une manière contrôlée ou délibérée.
-
دراو
adjective masculine -
آگاه
adjectiveDans de tels pays, les pauvres ne sont que douloureusement conscients de leur état.
در چنین کشورهایی، فقیران از اوضاع وخیمشان آگاه بوده و از این موضوع رنج میبرند.
-
آگاه از
adjective masculineConscients d’avoir des besoins spirituels
آگاه از نیازی روحانی
-
ترجمه های کمتر
- اگاه
- بااطلاع
- باخبر
- قصدی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " conscient " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن