ترجمه "conserver" به فارسی

امکان داشتن, انبار کردن, اندوختن بهترین ترجمه های "conserver" به فارسی هستند.

conserver verb دستور زبان

Mettre quelque chose dans un endroit donné pour une utilisation ultérieure. [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • امکان داشتن

    verb
  • انبار کردن

    verb

    Ce n'est pas la peine de conserver les graines si vous ne savez pas si elles sont encore viables.

    اگر نمی دانید که دانه ها قابل رشد هستند یا نه، انبار کردن آنها کار بیهوده ایست.

  • اندوختن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • حلب کردن
    • ذخیره کردن
    • قدرت داشتن
    • کار کردن
    • کنسرو
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " conserver " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "conserver" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "conserver" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه