ترجمه "conserver" به فارسی
امکان داشتن, انبار کردن, اندوختن بهترین ترجمه های "conserver" به فارسی هستند.
conserver
verb
دستور زبان
Mettre quelque chose dans un endroit donné pour une utilisation ultérieure. [..]
-
امکان داشتن
verb -
انبار کردن
verbCe n'est pas la peine de conserver les graines si vous ne savez pas si elles sont encore viables.
اگر نمی دانید که دانه ها قابل رشد هستند یا نه، انبار کردن آنها کار بیهوده ایست.
-
اندوختن
verb
-
ترجمه های کمتر
- حلب کردن
- ذخیره کردن
- قدرت داشتن
- کار کردن
- کنسرو
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " conserver " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "conserver" با ترجمه به فارسی
-
کنسروسازی
-
کنسروسازی
-
غذاهاي قوطيشده · غذاهاي كنسروشده · فراوردههای کنسروشده
-
ماهی کنسروشده
-
غذاهاي قوطيشده · غذاهاي كنسروشده · فراوردههای کنسروشده
-
غذاهای نیمهحفاظتی
-
صنعت کنسروسازی
-
امکان داشتن · حلب · حلب کردن · قدرت داشتن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن