ترجمه "consolation" به فارسی
تسلی, تسلیت, تسکین بهترین ترجمه های "consolation" به فارسی هستند.
consolation
noun
feminine
دستور زبان
-
تسلی
noun feminineUne jeune Indienne avait cruellement besoin de consolation.
خانم جوانی ساکن هندوستان نیاز شدیدی به تسلی داشت.
-
تسلیت
noun feminine -
تسکین
noun feminineCertains penseront peut-être que la connaissance de ces faits est une bien maigre consolation pour ceux qui souffrent.
عدهای شاید فکر کنند که صرفاً دانستن این مسائل، انسانهایی را که متحمل درد و رنج میباشند، تسکین چندانی نمیدهد.
-
ترجمه های کمتر
- دلخوشی
- دلداری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " consolation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن