ترجمه "constituant" به فارسی

جزء, عنصر, مولفه بهترین ترجمه های "constituant" به فارسی هستند.

constituant adjective noun verb masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • جزء

    noun

    Les constituants essentials

    Le phosphore est un constituant principal de plusieurs molécules, de nos molécules, des molécules de la vie.

    فسفر جزء كليدى در مولكولهای مختلف است، در خيلى از مولكولهاى زیستی.

  • عنصر

    noun masculine

    L'élément proposé devrait constituer une alternative viable au palladium.

    عنصر پيشنهادي بايد به عنوان جايگزيني با دوام براي پالاديوم به کار رود.

  • مولفه

    noun masculine
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " constituant " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "constituant" با ترجمه به فارسی

  • برقرار کردن · تاسیس کردن · تشکیل دادن · دربرداشتن · منقوش کردن · مهر زدن · کاندید کردن
  • مجلس مؤسسان
  • محدوده ثبتنشده
  • برقرار کردن · تاسیس کردن · تشکیل دادن · دربرداشتن · منقوش کردن · مهر زدن · کاندید کردن
اضافه کردن

ترجمه های "constituant" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه