ترجمه "contagieux" به فارسی
قابل ارتباط, مسری, واگير بهترین ترجمه های "contagieux" به فارسی هستند.
contagieux
adjective
masculine
دستور زبان
Qui a une maladie qui peut se transmettre facilement aux autres.
-
قابل ارتباط
adjective -
مسری
adjectivePour les maladies contagieuses, ça serait des centres de soins et des moustiquaires.
برای بیماریهای مسری می تواند کلینیکهای سلامت یا پشه بندها باشد.
-
واگير
adjectiveQui a une maladie qui peut se transmettre facilement aux autres.
Peut-être qu'elle savait queje la croyais contagieuse.
شايد اون مي تونست بيشتر حرف بزنه ، اما انگار واگير داشت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " contagieux " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "contagieux" با ترجمه به فارسی
-
بيماريهاي مسري · بيماريهاي واگير · بیماریهای عفونی
-
التهاب رحم اسبی واگیر · متریت اسبي واگیر
-
پلوروپنومونی گاوی واگیر
-
التهاب مادگي-مهبل چركدانهاي عفوني
-
بیشیری واگیر
-
درماتيت چركدانهاي واگير
-
ویروس شیرینه واگیر
-
پلوروپنومونی گاوی واگیر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن