ترجمه "contemporain" به فارسی
معاصر, نوین, هم تاریخ بهترین ترجمه های "contemporain" به فارسی هستند.
contemporain
adjective
noun
masculine
دستور زبان
Personne vivant en même temps. [..]
-
معاصر
noun adjectiveScott était contemporain de Byron.
اسکات معاصر بایرون بود.
-
نوین
adjectiveQui appartient au temps présent.
-
هم تاریخ
adjective noun masculine
-
ترجمه های کمتر
- هم سال
- mo'âser
- معاص
- همزمان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " contemporain " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "contemporain" با ترجمه به فارسی
-
رقص معاصر
-
موسیقی کلاسیک معاصر
-
هنر معاصر
-
فلسفه معاصر
-
موزه هنرهای معاصر تهران
اضافه کردن مثال
اضافه کردن