ترجمه "contraignant" به فارسی
الزامآور ترجمه "contraignant" به فارسی است.
contraignant
adjective
verb
masculine
دستور زبان
-
الزامآور
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " contraignant " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "contraignant" با ترجمه به فارسی
-
تنش
-
تنش برشی
-
اسباب زحمت شدن · خراب شدن · سوی دیگربردن · مجبور ساختن · ناگزیر کردن · وادار کردن
-
اجبار · اکراه · تنش · رفتار خشن وتند · سفتی · شدت · عقده روحی · فشار · قید · محدودیت · محدودیتها · محکمی · وسواس
-
مسائل ارضای محدودیت
-
اسباب زحمت شدن · خراب شدن · سوی دیگربردن · مجبور ساختن · ناگزیر کردن · وادار کردن
-
اجبار · اکراه · تنش · رفتار خشن وتند · سفتی · شدت · عقده روحی · فشار · قید · محدودیت · محدودیتها · محکمی · وسواس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن