ترجمه "contrebande" به فارسی

قاچاق, کالای قاچاق, قاچاق کردن بهترین ترجمه های "contrebande" به فارسی هستند.

contrebande noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • قاچاق

    adjective noun

    J’ai aussi trempé dans la contrebande de diamants, d’or et de bronze.

    کارم به جایی رسید که وارد قاچاق الماس، طلا و برنز شدم.

  • کالای قاچاق

    adjective noun feminine

    On y transporte de la drogue, de l'argent, de la contrebande.

    مثل یه شاهراه برای انتقال مواد مخدر... پول و کالای قاچاق درست زیر دماغمونه.

  • قاچاق کردن

    noun feminine

    La contrebande ne concerne pas les services secrets.

    آقاي باند ، قاچاق کردن هيچ نگراني اي براي دستگاه محرمانه دولت نيست

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " contrebande " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "contrebande" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه