ترجمه "contrevenant" به فارسی

خلافکار ترجمه "contrevenant" به فارسی است.

contrevenant noun verb masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • خلافکار

    اسم
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " contrevenant " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "contrevenant" با ترجمه به فارسی

  • اوراق کردن · تخلف کردن از · جدال کردن · دعوی کردن · سرپیچی کردن · ناسازگار بودن · نزاع کردن
  • اوراق کردن · تخلف کردن از · جدال کردن · دعوی کردن · سرپیچی کردن · ناسازگار بودن · نزاع کردن
اضافه کردن

ترجمه های "contrevenant" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه