ترجمه "coordonner" به فارسی

مختص, هماهنگ کردن بهترین ترجمه های "coordonner" به فارسی هستند.

coordonner verb دستور زبان
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • مختص

    adjective
  • هماهنگ کردن

    verb

    Ils ont infiltré les lieux et coordonné leurs attaques.

    اونها به اهدافشون نفوذ ميکنن و سپس حمله رو هماهنگ کردند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " coordonner " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "coordonner" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "coordonner" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه