ترجمه "cordage" به فارسی

طناب, ريسمانهاي سيمي, ریسمانها بهترین ترجمه های "cordage" به فارسی هستند.

cordage noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • طناب

    noun masculine

    Enfin, j'ai mis tout ça dans de l'essence, des cordages et des filets et un crevettier tout neuf.

    خب بهرحال ، دارم اون پول رو خرج بنزين ، طناب و تور جديد و يه قايق ميگو گيري کاملا نو مي کنم

  • ريسمانهاي سيمي

    noun masculine
  • ریسمانها

    noun masculine
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cordage " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "cordage" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه