ترجمه "correspondant" به فارسی
دوست مکاتبهای, دوستی نامه ای, متناظر بهترین ترجمه های "correspondant" به فارسی هستند.
correspondant
adjective
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
دوست مکاتبهای
noun masculinepersonne avec laquelle on échange des écrits
-
دوستی نامه ای
noun masculine -
متناظر
adjective masculine -
همسان و مرتبط
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " correspondant " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "correspondant" با ترجمه به فارسی
-
اجابت کردن · ارتباط دادن · برابربودن · بستن · جور کردن · جورکردن · حاضر بودن · دست انداختن · طنز گفتن · معادل بودن · معادله ساختن · منطبق شدن · موافقت کردن · هم رای بودن · همزمان بودن · همنوایی کردن · وفق دادن · پیوند دادن · کار کردن
-
خبرنگار
-
روش انتخاب نام منطبق
-
دوست مکاتبهای · دوستی نامه ای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن