ترجمه "cortex" به فارسی

پوسته, قشر, پوست بهترین ترجمه های "cortex" به فارسی هستند.

cortex noun masculine دستور زبان

enveloppe anatomique

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • پوسته

    noun masculine
  • قشر

    noun

    On ne produit pas d'images avec notre cortex visuel primaire.

    مغز تصاویر را بوسیله قشر بصری اصلی شکل نمیدهد.

  • پوست

    noun masculine
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cortex " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "cortex" با ترجمه به فارسی

  • کورتکس شنوایی اولیه
  • قشر مغز
  • التهاب عصب · بيماريهاي طناب نخاعي · بيماريهاي عصبشناختي · بيماريهاي مغز · بیماریهای دستگاه عصبی · رقصاک · ميلوآنسفاليت · ميلوآنسفاپاتي · ميلومالاسي · ميلينزدايي · نکروز مغزي-قشري · پيآسيبي
اضافه کردن

ترجمه های "cortex" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه