ترجمه "coudre" به فارسی
dukhtan, دوختن, آجیدن بهترین ترجمه های "coudre" به فارسی هستند.
coudre
verb
دستور زبان
Passer un fil de manière répétée à travers un textile (ou un autre matériau), en utilisant une aiguille afin de joindre plusieurs parties et de dessiner un motif.
-
dukhtan
verb -
دوختن
verbJe vais donc devoir coudre un nouveau rond doré sur ton uniforme.
مهمونی ای که ترتیب دادم ، شامل دوختن اون درجه روی یونیفورمت هم میشه!
-
آجیدن
verb
-
ترجمه های کمتر
- بخیه زدن
- خیاطی کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " coudre " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "coudre"
عباراتی شبیه به "coudre" با ترجمه به فارسی
-
درخت دودویی نخی
-
سوزن
-
انگشتانه · یک جرعه
-
چرخ خیاطی
-
انگشتانه · یک جرعه
-
انگشتانه · یک جرعه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن