ترجمه "courbe" به فارسی
خم, پیچ, گراف بهترین ترجمه های "courbe" به فارسی هستند.
courbe
adjective
noun
masculine
feminine
دستور زبان
Ensemble de points qui forment un objet unidimensionnel et continu
-
خم
nounligne incurvée
Voici un petit outil pour courber le fil.
این یک جور وسیله خم کردن سیم است.
-
پیچ
verb feminineDépasse seulement dans les courbes.
راه ها باریکه ، فقط سر پیچ ها سبقت بگیر!
-
گراف
noun feminine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " courbe " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "courbe"
عباراتی شبیه به "courbe" با ترجمه به فارسی
-
منحنی مشخصه عملکرد سیستم
-
منحنی بیضوی
-
منحنی چارکی
-
برازش منحنی
-
تراز شدت صدای معادل
-
منحنی یادگیری
-
کمان
-
رمزنگاری منحنی بیضوی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن