ترجمه "courber" به فارسی
خم کردن, خماندن, خمیدن بهترین ترجمه های "courber" به فارسی هستند.
courber
verb
دستور زبان
-
خم کردن
Voici un petit outil pour courber le fil.
این یک جور وسیله خم کردن سیم است.
-
خماندن
-
خمیدن
-
ترجمه های کمتر
- خم شدن
- دولا شدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " courber " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "courber" با ترجمه به فارسی
-
منحنی مشخصه عملکرد سیستم
-
منحنی بیضوی
-
منحنی چارکی
-
برازش منحنی
-
تراز شدت صدای معادل
-
منحنی یادگیری
-
کمان
-
رمزنگاری منحنی بیضوی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن