ترجمه "courir" به فارسی
دویدن, انداختن, جویبار بهترین ترجمه های "courir" به فارسی هستند.
courir
verb
دستور زبان
Se développer dans une direction. [..]
-
دویدن
verbSe déplacer rapidement en alternant de courts sauts avec l'un et l'autre pied.
Je l'ai vu en train de courir.
او را در حال دویدن دیدم.
-
انداختن
verb30 d'entre vous ont abandonné le cours dès que les devoirs vous ont été distribués.
سي عدد از شما انداختن به كلاس وقتى كه آزمايشات را پخش شده بودند
-
جویبار
nounEh bien, avec le cours d’eau miraculeux qui traversait la cour intérieure !
از همان جویبار معجزهآسایی که از وسط صحن اندرونی میگذرد!
-
ترجمه های کمتر
- دو
- دويدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " courir " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "courir" با ترجمه به فارسی
-
به تاخت رفتن
-
تدریس · تعلیم · جاده · حق تدریس · درس · دوره · دورهی آموزشی · راه · سرپرستی · شهریه · مسير
-
اتصال کوتاه · اجمالی · زود خشم · نابسنده · کوتاه · کوتاه ومختصر · کوتاه کردن
-
لولا میدود
-
حساب جاری
-
جويبارها · رودخانهها · رودها · ريزابهها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن