ترجمه "couteau" به فارسی
کارد, چاقو, خنجر بهترین ترجمه های "couteau" به فارسی هستند.
couteau
noun
masculine
دستور زبان
Instrument pour couper''' (1) (2) [..]
-
کارد
nounoutil tranchant [..]
Coupe le gâteau avec un couteau.
کیک را با کارد ببرید.
-
چاقو
nounInstrument pour couper''' (1) (2) [..]
Elle a coupé la pomme avec un couteau.
او آن سیب را با یک چاقو برید.
-
خنجر
nounSi vous la touchez encore, je vous plante ce couteau dans le coeur.
اگه يه بار ديگه بهش دست بزني ، خنجر رو ميکنم تو قلبت.
-
ترجمه های کمتر
- تیغ
- صدفتیغیها
- کاردکها
- bičāq
- kārd
- pičāq
- pīčāq
- تیغه
- خنجر زدن
- زخم زدن
- صدف تیغی
- چاقو زدن
- ốc mã đao
- ốc móng tay
- ốc ngón tay
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " couteau " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "couteau"
عباراتی شبیه به "couteau" با ترجمه به فارسی
-
تیغ موکتبر
-
چاقوی سوئیسی
-
کاردک نقاشی
-
صدفتیغیها
-
چاقوی رومیزی
-
کرهمال (چاقو)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن