ترجمه "cracher" به فارسی
تف, دشنه, تف کردن بهترین ترجمه های "cracher" به فارسی هستند.
cracher
verb
دستور زبان
rejeter violemment par la bouche [..]
-
تف
verbAbed me serrerait dans ses bras. Abed me cracherait dessus.
عابد بغلم مىكرد. عابد به رويم تف مىانداخت.
-
دشنه
verb -
تف کردن
verbTate crachait sur les filles et faisait rire ses amis.
تيت عادت داشت به دخترا تف ميکرد و دوستاشو مي خندوند
-
ترجمه های کمتر
- ذکر کردن
- پرداختن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cracher " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "cracher"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن