ترجمه "critiquer" به فارسی
انتقاد کردن, عیبجویی کردن, نکوهش کردن بهترین ترجمه های "critiquer" به فارسی هستند.
critiquer
verb
دستور زبان
Écrire une évaluation critique d'une publication telle qu'un livre, un film, une composition musicale ou un jeu vidéo. [..]
-
انتقاد کردن
verbL’Église est un lieu d’accueil et d’édification, pas de séparation ou de critique.
کلیسا مکانی برای خوشامد گویی و پرورش است، نه برای جدائی و انتقاد کردن.
-
عیبجویی کردن
verbExprimer des critiques négatives.
-
نکوهش کردن
verbPourquoi un état d’esprit critique n’est-il pas constructif ?
چرا نکوهش کردن دیگران صحیح نمیباشد؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " critiquer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "critiquer" با ترجمه به فارسی
-
نقد دین
-
انتقاد · ایرادگیر · سرزنش · عیبجو · مرور · مصر · نقاد · نقد · نقد ادبی · نقدگر · نقدگرایی · نکوهش · گریان
-
روش مسیر بحرانی
-
نظریه انتقادی
-
اتصال · نقطه بحرانی · نقطه بحرانی (ریاضیات)
-
منتقد ادبی · نقد ادبی
-
منتقد فرهنگی
-
سنجش خرد ناب · نقد عقل محض
اضافه کردن مثال
اضافه کردن