ترجمه "croissant" به فارسی
هلال, helāl, بالارونده بهترین ترجمه های "croissant" به فارسی هستند.
croissant
adjective
verb
noun
masculine
دستور زبان
-
هلال
nounDonc la malédiction du croissant était ton moyen de les stopper?
پس با طلسم هلال ماه می خواستی جلوشون رو بگيری ؟
-
helāl
noun masculine -
بالارونده
adjective
-
ترجمه های کمتر
- هلال ماه
- کرواسان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " croissant " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "croissant"
عباراتی شبیه به "croissant" با ترجمه به فارسی
-
ارتفاع اوجآب · بلنداب · سیل
-
ارزن خاكي · ارزن خاكي ژاپني · اکینوکلوآ فرومنتاسئا · پانيكوم فرومنتاسئوم · پانيكوم كروس گالي
-
هلال بارور · هلال حاصلخیز
-
اكينوكلوآ گلابرسانس · اکینوکلوآ کروس گالی
-
ماه و ستاره
-
صلیب سرخ
-
سیل ناگهانی
-
آراستن · افراشتن · بزرگ کردن · تقلیل یافتن · رستن · رشد کردن · سست کردن · وخشیدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن