ترجمه "cuisine" به فارسی

آشپزخانه, آشپزی, خوراک بهترین ترجمه های "cuisine" به فارسی هستند.

cuisine noun verb feminine دستور زبان

''Endroit où l’on fait cuire les aliments'' (1) [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • آشپزخانه

    noun

    pièce équipée pour la préparation des aliments cuisinés [..]

    Tom a fermé la porte de la cuisine.

    تام در آشپزخانه را محکم به هم زد.

  • آشپزی

    noun feminine

    Elle aime cuisiner pour sa famille.

    او دوست دارد برای خانواده اش آشپزی کند.

  • خوراک

    noun feminine

    Quel plat préférez-vous cuisiner?

    خوراک مورد علاقت برای پختن چیه ؟

  • ترجمه های کمتر

    • دست پخت
    • روش آشپزی
    • غذا
    • مطبخ
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cuisine " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "cuisine"

عباراتی شبیه به "cuisine" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "cuisine" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه