ترجمه "cuivre" به فارسی
مس, مسی, mes بهترین ترجمه های "cuivre" به فارسی هستند.
cuivre
noun
verb
masculine
دستور زبان
élément chimique [..]
-
مس
noun masculineélément chimique ayant le numéro atomique 29 [..]
C'est 1000 fois plus conducteur que le cuivre.
و هزار بار از مس رساناتراست. و هزار بار از مس رساناتراست.
-
مسی
nouncouleur
sans avoir de lignes de cuivre sur le sol.
بدون این که حتی سیمهای مسی تلفن داشته باشند.
-
mes
noun masculine
-
ترجمه های کمتر
- مسین
- پلیس
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cuivre " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "cuivre"
عباراتی شبیه به "cuivre" با ترجمه به فارسی
-
کربنات مس(II)
-
ارسنات مس کرومدار · سي.سي.آ
-
اکسید مس(I)
-
فلوئورید مس(II)
-
کلرید مس(II)
-
ایتربیم باریم مس اکسید
-
مسی · مسین
-
سازهای بادی برنجی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن