ترجمه "culotte" به فارسی
تنبان, شلوار, شرت زنانه بهترین ترجمه های "culotte" به فارسی هستند.
culotte
noun
feminine
دستور زبان
Vêtement qui couvre de la ceinture aux genoux [..]
-
تنبان
noun feminine -
شلوار
noun feminineQuand j'étais en pattes d'ef', t'étais en couches culottes.
وقتيکه من شلوار پاچه گشاد مي پوشيدم ، تو توي پوشک بودي.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " culotte " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Culotte
-
شرت زنانه
vêtement dans lequel les deux jambes sont séparées
تصاویر با "culotte"
عباراتی شبیه به "culotte" با ترجمه به فارسی
-
پوشک
-
پوشک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن