ترجمه "débris" به فارسی

اثار, اشغال, باقی مانده بهترین ترجمه های "débris" به فارسی هستند.

débris noun masculine دستور زبان

Matériaux restants après la démolition ou l'effondrement d'une construction.

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • اثار

    noun masculine
  • اشغال

    noun masculine

    Trop de débris sur la route.

    اره. ولي کلي ات و اشغال و تو جاده هست

  • باقی مانده

    noun masculine

    n'est que débris qu'on laisse derrière nous quand on décide finalement de briser

    تنها آواری است که از خرد کردن دیواره ی تصوراتمان از خودمان باقی مانده است،

  • ترجمه های کمتر

    • بقیه
    • تكه پاره ها
    • جگن
    • خرده سنگ
    • ریزه
    • زباله
    • سنگ نتراشیده
    • سیرابی
    • شکمبه
    • غیر عملی
    • غیر لازم
    • قلوه سنگ
    • پس مانده
    • پس مانده غذا
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " débris " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Débris
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • آسیب جسم خارجی

عباراتی شبیه به "débris" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "débris" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه