ترجمه "dans" به فارسی
اندر, در, درون بهترین ترجمه های "dans" به فارسی هستند.
dans
noun
adposition
masculine
دستور زبان
Contenu ou entouré par. [..]
-
اندر
adposition -
در
noun verb adpositionNe buvez pas de boissons froides pendant le repas car l’huile se solidifierait dans votre estomac.
همراه غذاها نوشیدنی سرد نخورید، زیرا باعث ماسیدن روغن در معده تان می شود.
-
درون
adverbLe bruit va également disparaître dans ces pores.
همچنین سر و صدا درون این تخلخل ها جذب می شود.
-
ترجمه های کمتر
- اندرون
- به
- تا
- از
- ز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dans " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "dans" با ترجمه به فارسی
-
دن براون
-
شاعر شیرخوار در دخمه سنگی
-
ناهمگني ژنتيكي · گوناگوني ژنتيكي در گونه · گوناگوني ژني · گوناگونی ژنتیکی
-
در دره الاه
-
خانه بالاى درخت
-
جاسازی کردن · جای دادن
-
تاآنجاکه · زيرا
-
مار در آستین پروراندن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن