ترجمه "dard" به فارسی
سیخکها, نیش بهترین ترجمه های "dard" به فارسی هستند.
dard
noun
masculine
دستور زبان
Chez les insectes, un organe pointu d'attaque ou de défense, connecté à une glande venimeuse.
-
سیخکها
-
نیش
nounQuand elle l'a trouvé, elle le pique avec son dard qui est aussi un organe de sens.
وقتی یکی رو پیدا کنه، نیش خود رو در او فرو می کنه که همچنین یک ارگان حسی است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dard " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Dard
Dard (Terre du Milieu)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Dard" در فرهنگ لغت فرانسوی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Dard در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "dard"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن