ترجمه "demeure" به فارسی
مسکن, مقر بهترین ترجمه های "demeure" به فارسی هستند.
demeure
noun
verb
feminine
دستور زبان
-
مسکن
noun feminineEnfin, comment se révélera-t-il la seule demeure sûre dans l’avenir ?
و چگونه در آینده تنها مسکن امن خواهد بود؟
-
مقر
noun feminineMais nos plans demeurent les mêmes.
تمام اطلاعات به اين مقر منتقل بايد بشه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " demeure " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "demeure" با ترجمه به فارسی
-
افزون بر این · به علاوه · علاوه بر این
-
ساده لوح
-
هشدار دادن، آگاه کردن
-
استوار بودن · اقامت داشتن · ایستادن · ایستادگی کردن · به درازا کشیدن · تحمل کردن · توصیف کردن · جلو آمدن · در انتظار ماندن · درنگ کردن · دوام داشتن · دوام کردن · زندگی کردن · ساکن شدن · طول کشیدن · لم دادن · ماشین کردن · ماندن · مسکن دادن · مسکون کردن · مشخص کردن · منتظر شدن · منزل کردن · منقوش کردن · وفا کردن · پایداشتن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن