ترجمه "discret" به فارسی

آرام, بااحتياط, باخرد بهترین ترجمه های "discret" به فارسی هستند.

discret adjective masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • آرام

    adjective

    Parmi eux figurait un Norvégien discret : Arne Gjerde.

    در آن گروه مردی آرام از اهالی نروژ به نام آرن یِرده بود.

  • بااحتياط

    adjective

    Tu te devais d'être discret.

    تو بايد بااحتياط ميبودي

  • باخرد

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • جدا
    • کم گوی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " discret " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "discret" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "discret" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه