ترجمه "discret" به فارسی
آرام, بااحتياط, باخرد بهترین ترجمه های "discret" به فارسی هستند.
discret
adjective
masculine
دستور زبان
-
آرام
adjectiveParmi eux figurait un Norvégien discret : Arne Gjerde.
در آن گروه مردی آرام از اهالی نروژ به نام آرن یِرده بود.
-
بااحتياط
adjectiveTu te devais d'être discret.
تو بايد بااحتياط ميبودي
-
باخرد
adjective
-
ترجمه های کمتر
- جدا
- کم گوی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " discret " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "discret" با ترجمه به فارسی
-
ریاضیات گسسته
-
تبدیل کسینوسی گسسته
-
فضای گسسته
-
توزیع یکنواخت گسسته
-
لگاریتم گسسته
اضافه کردن مثال
اضافه کردن