ترجمه "disponible" به فارسی
آزاد, بی کار, در دسترس بهترین ترجمه های "disponible" به فارسی هستند.
disponible
adjective
masculine
دستور زبان
Qui est à disposition. [..]
-
آزاد
adjectiveCroyez-le ou non je suis réellement disponible dimanche après-midi jusqu'à cinq heures.
به طرز عجيبي يکشنبه بعد از ظهر تا ساعت پنج وقت آزاد دارم.
-
بی کار
adjective -
در دسترس
Celui qui a l'idée n'a pas forcément les connaissances, mais les connaissances sont disponibles.
شخصی که ایده داره، ممکنه دانش آن کار را نداشته باشه، اما دانش در دسترس هست.
-
ترجمه های کمتر
- دردسترس
- قابل استفاده
- موجود
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " disponible " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "disponible" با ترجمه به فارسی
-
دسترسپذیری آب · دسترسی به آب · فراهمی آب · كمبود آب
-
دسترسپذیری غذایی
-
غیرقابل دسترس · موجود نیست
-
درآمد قابل تصرف · درآمد نقدي · گردش نقدي تنزيلي · گردش نقدینگی
-
روزهای در دسترس · روزهای کاری
-
حافظه موجود
اضافه کردن مثال
اضافه کردن