ترجمه "disque" به فارسی
دیسک, خراشدهندهها, دارو بهترین ترجمه های "disque" به فارسی هستند.
disque
noun
masculine
دستور زبان
Disque utilisé dans plusieurs sports, ayant la même fonction que la balle dans les jeux de balles.
-
دیسک
nounDe tout le disque, c'est ma piste préférée.
این تنها آهنگیه که تو کل این دیسک دوست دارم.
-
خراشدهندهها
noun masculine -
دارو
noun
-
ترجمه های کمتر
- ديسكها
- ديسكها (تجهیزات خاکورزی)
- دیس
- دیسکها
- صفحه گرامافون
- قرص (ریاضی)
- لوح فشرده
- ماشینهای شخمزنی و علف هرزکنی
- نوار مغناطیسی
- کشتگرها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " disque " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "disque"
عباراتی شبیه به "disque" با ترجمه به فارسی
-
خرده قرص
-
لوح فشرده
-
دیسک ویدیویی دیجیتال
-
صفحه گرامافون
-
قرص برافزایشی
-
صفحه فستوس
-
گواهینامه فروش موسیقی ضبط شده
-
دیسکگردان نوری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن