ترجمه "dissident" به فارسی

مخالف, معاند, معترض بهترین ترجمه های "dissident" به فارسی هستند.

dissident adjective noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • مخالف

    adjective masculine

    Ils capturent les dissidents et les ramènent aux Esphenis.

    اونا افراد مخالف رو ميگرفتن و ميبردن پيش " اشفني " ها.

  • معاند

    noun masculine
  • معترض

    noun masculine
  • ناموافق

    adjective masculine
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dissident " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "dissident" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه