ترجمه "distance" به فارسی
مسافت, فاصله, عقب گذاشتن بهترین ترجمه های "distance" به فارسی هستند.
distance
noun
verb
feminine
دستور زبان
refroidissement (relations) [..]
-
مسافت
nounTraductions à trier suivant le sens [..]
Trouvons de combien de temps une voiture de course a besoin pour parcourir une certaine distance.
مثلا چقدر طول میکشد که یک ماشینمسابقه مسافت مشخصی را برود.
-
فاصله
ligne droite qui relie deux points
Qui plus est, ils sont capables de marcher en se tenant droit sur de longues distances.
علاوه بر این آنها می توانند فاصله های طولانی را ایستاده راه بروند.
-
عقب گذاشتن
verb feminine
-
ترجمه های کمتر
- فاصله در گراف
- پیشی جستن از
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " distance " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "distance" با ترجمه به فارسی
-
اختلافات ژنتيكي · فاصله ژنتیکی · واگرايي ژنتيكي
-
نردبان فاصله کیهانی
-
آموزش از راه دور · مطالعه از راه دور · يادگيري از راه دور
-
تراکم کاشت · سرفاصله · فاصله بذرافشاني · فاصله ردیف کاشت · فاصله کاشت · فاصلهگذاری · كاشت با تراكم بالا
-
آموزش از راه دور · مطالعه از راه دور · يادگيري از راه دور
-
فاصله کانونی · فاصله کانونی عدسی
-
دسترسی از دور
-
رابطه راه دور
اضافه کردن مثال
اضافه کردن