ترجمه "distant" به فارسی

دور, dur, راه دور بهترین ترجمه های "distant" به فارسی هستند.

distant adjective masculine دستور زبان

À une certaine distance dans le temps ou dans l'espace. [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • دور

    adjective

    Un outil de zonage connecte les structures distantes, un bâtiment et une route.

    یک ابزار منطقهبندی ساختارهای دور از هم را متصل میکند، یک ساختمان و یک راه.

  • dur

    adjective
  • راه دور

    Le collaborateur distant était un expérimentateur de notre groupe

    همکار راه دور این بررسی یکی از آزمایش کنندگان گروه ما بود

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " distant " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "distant" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه