ترجمه "dos" به فارسی

پشت, پس, زدن توپ بهترین ترجمه های "dos" به فارسی هستند.

dos noun masculine دستور زبان

Côté de quelque chose opposé au devant, ou au côté utile ; côté qui n'est pas normalement vu. [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • پشت

    noun

    Arrière du corps, en particulier la partie entre le cou et la fin de la colonne vertébrale et opposée à la poitrine et au ventre. [..]

    Ils s'embrassent aussi, se tiennent par la main, se donnent des tapes dans le dos.

    آنها میبوسند، دستهای هم را میگیرند، به پشت هم میزنند.

  • پس

    noun masculine

    Donc vous avez tous les deux décidé d'agir dans mon dos?

    پس شما دو نفر طرفِ همدیگه رو گرفتین تا منو کله پا کنین ؟

  • زدن توپ

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • ستون فقرات
    • ستون مهره
    • ظهر
    • متکا
    • منطقه كمري
    • پشت انسان
    • کرال پشت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dos " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Dos
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • کرال پشت

    type de nage

    J'ai battu le record de l'école en dos crawlé.

    نسبتاً خوبه رکورد مدرسه مون رو تو کرال پشت زدم

تصاویر با "dos"

عباراتی شبیه به "dos" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "dos" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه