ترجمه "douve" به فارسی

خندق, حفره, پارگین بهترین ترجمه های "douve" به فارسی هستند.

douve noun feminine دستور زبان

fond de tonneau

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • خندق

    noun

    fossé rempli d'eau entourant un bâtiment

    C'est séparé par de l'eau, comme des douves...

    ، بوسيله ي آب مجزا شده... مثل يه خندق ، پس

  • حفره

    noun feminine
  • پارگین

    noun feminine
  • چال

    noun feminine
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " douve " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Douve
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • چال

    noun

عباراتی شبیه به "douve" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "douve" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه